|
همراه فرهنگ و معارف
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 14:4 ] [ محمودی ]
س. در مراسمات عروسیکه دعوت کرده اند واز فامیل باشد،اگر شرکت نکنیم ناراحت می شوند وباعث خصو مت بین اقوام می شود واز طرفی میدانیم که در آن مجلس موسیقی مطرب پخش می شود،حکم چیست؟
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:53 ] [ محمودی ]
س. تشخیص موسیقی حرام به عهده کیست؟
س. شنیدن موسیقی از رادیو و تلویزیون چه حکمی دارد؟
س. در اتوبوس مسافر بری نوار ترانه پخش می کنند،امر به معروف و نهی از منکراثری ندارد،در این موارد ناخود آگاه صدای نوار به گوش میرسد،شنیدن آن چگونه است؟
[ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 13:51 ] [ محمودی ]
[ شنبه هفدهم مهر 1389 ] [ 8:37 ] [ محمودی ]
آقا شیخ محمد کوهستانی مولود مبارک
[ دوشنبه یازدهم مرداد 1389 ] [ 10:12 ] [ محمودی ]
«مراحل محاسبه نفس» * اول مشارطه است: يعني از صبح انسان با خودش شرط كند كه آن روز وظايفش را به خوبي انجام دهد و از گناهان نيز بپرهيزد. * دوم مراقبه است: يعني در طول روز مراقب خود و اعمالش باشد تا از آنچه با خود عهد كرده تخلّي نكند. * سوم محاسبه است: كه در آخر شب، به حساب كارهاي خود برسد، بررسي كند كه چه مقدار به وظايف خويش عمل كرده و چه مقدار كوتاهي داشته است. * مرحله چهارم كه برخي از علماي اخلاق آن را ذكر كرده اند معاتبه است: يعني اگر انسان در محاسبه متوجه لغزشها و اشتباهاتي در رفتارش شد، به جبران آن خود را تنبيه كند، مثلاً خود را ملزم كند كه روز بعد را روزه بگيرد يا مبلغي انفاق كند يا قدري قرآن تلاوت نمايد يا كار خير ديگري انجام دهد تا جبران مافات شود.
[ چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ] [ 15:49 ] [ محمودی ]
فقیه وارسته آيت اله العظمـى حـاج ميـرزا هاشـم آملى در سال 1322 ه ق، در روستاي پردمه لاريجان از توابع شهرستان آمل در استان مازندران ديده به جهان گشـود،تحصيلات مقـدماتـى را در آمل از جناب ثقه الاسلام آقا شيخ احمـد آملـى و حجت الاسلام آقا سيـد تـاج فـرا گـرفت. در آستـانه سـال 1335 ه ق،كه سيزده بهار از عمـر شريف ايشان گذشته بـود به تشويق و ترغيب يكى از بستگان،زادگاه خـود را به عزم تحصيل در تهران ترك گفت. در بـدو ورود به تهران مـورد توجه مرحـوم مدرس كه آن زمان متـولى مدرسه عالـى سپهسالار (مـدرسه عالـى شهيـد مطهرى) بـود واقع گـرديـد. در اقامت ده ساله خـود در ايـن مركز علمـى, پـس از فراگيرى شرح لمعه و قـوانيـن،تـوانست،سطـوح عالى را از استايد برجسته وقت فـرا گيـرد. در فلسفه و اشارات و اسفار و الهيات در حـوزه درس، مرحوم ميرزا يـدالله نظر پاك و در دروس ديگـر از محضـر مـرحـوم ميرزا محمد رضا فقيه لاريجانى و سيد محمـد تنكابنـى و حجت الاسلام آقا شيخ حسيـن آملى و حاج شيخ علـى لـواسانـى و ميرزا عبـدالله غروى بهره هاى وافر بردعزيمت به قم در سال 1345 ه ق،براى تكميل معلـومات رهسپار حـوزه عليمه قـم شد، در هميـن ايام با استقرار مرحـوم آيت الله العظمـى حاج شيخ عبد الكريم حايرى يزدى حوزه علميه قـم جان تازه اى به خود گرفته بود. ايشان با اشتياق خاصى در حوزه درس اساتيد برجسته قـم حاضر و از خرمـن دانـش آن بزرگواران خوشه هاى علمى فروانى چيدند.آيت الله ميرزا هاشـم آملى در مدت اقامت در قم توانست،از محضر درس آيات عظام،حـايـرى يزدى،حجت،يثـربـى،كاشانـى و شـاه آبـادى بهره مند گردند. هجرت به نجف در سال 1351 ه ق بعد از سپـرى شـدن اقامت 5 سـاله و تحصيل و تدريس مداوم در حوزه علميه قـم با اخذ درجه اجتهاد از آيت الله حايرى يزدى و آيت الله حجت جهت ادامه تحصيل و درك محضر اساتيـد نجف،به آن ديار هجـرت و درجـوار مـولاى متقيان اميـر مـومنـان علـى(ع) اقامت گزيدنـد. ايـن دوره از حيات علمـى معظم له تاثير فـراوانـى درشكل گيـرى درجات معنـوى و روحانـى ايشان داشت. آيت الله آملـى در دوره اقـامت 30 سـاله خـود در حـوزه بزرگ نجف،توانست از محفل درس آيات عظام حاج ميرزا حسيـن نائينى،حاج شيخ ضياء الديـن عراقى و حاج سيد ابوالحسـن اصفهانى استفاده برده و به مـراتب عالـى تـرى از تقـوا و دانـش دست يـابد. حوزه علميه قـم در آن روزهاحـوزه جـوانى بـود،هر چند شخصيت هاى بزرگـى در آنجا تدريـس كرده و گروهى را پرورش مى دادند ولى قدمت حـوزه علميه نجف و حضـور فقها و بزرگانى كه به نوبه خـود سرآمد روزگار بودنـد جاذبه ديگرى به حـوزه نجف بخشيـده بـود. به ويژه استبـداد رضـا خـانـى،در آن روزگار به حـد اعلاى خـود رسيـده و پيـوسته مزاحـم طلاب و فضلاى حـوزه علميه قـم مـى شـدند. به هميـن مناسبت مرحوم آيت الله آملى اقامت در ارض اقدس نجف را ترجيح داد. ايشان در ايـن دوره از دروس شخصيت هاى نامبرده كه پى افكنان علـوم و محققان بزرگ در فقه و اصـول بـودنـد،حظ بيشمار بـرده و پيـوسته مـورد تـوجه آن بزرگـان به خصـوص آيت الله ضياء عراقى بود.آيت الله آملـى تـوانست در ايـن دوره تمامـى مطالب دروس اساتيد خـود را با قلمى روان تقرير نمـوده و در مدت كـوتاهى به تـوصيه اساتيد خود جهت بهره مندى فضلا و طلاب مشتاق به تدريـس درس (خارج) بپردازند طولى نكشيدكه حـوزه درس ايشان مورد تـوجه انديشمندان عالـى مقام قرار گرفته و مـوفق شدند عده زيادى را در همان ايام تـربيت و به درجه اجتهاد نايل گرداننـد. معظم له در 20 سال آخر اقامتـش در نجف توانستند 3 دوره مكاسب و 4 دوره اصول شيخ مرتضى انصـارى را به شـاگـردان خـود تـدريـس نمـايند. بازگشت به ايران بعد از 30 سال تحقيق و تـدريـس در دانشگاه بزرگ جهان تشيع (نجف اشـرف) در سـال 1381 ه ق،به قصـد معالجه و ديـدار اقـوام و خـويشان و دوستـان و نيز به دعوت جمعى از اساتيـد و فضلاى حـوزه علميه قـم به ايران بازگشته و در جـوار مرقد مطهر حضرت معصـومه (س) در شهرستان قم به تدريس فقه و اصول پرداختند در هميـن فرصت عده زيادىاز محققيـن حوزه به شركت در درس ايشان موفق شدند. در ايـن زمان كه يك سال از ارتحال زعيم بزرگ مرحوم آيت اله العظمى بروجردى مى گذشت،حوزه قـم بيـش از هر زمان ديگر نيازمند فقها و عالمان بزرگ بـود،ايشان با تلاش خستگى ناپذير لحظه اى از هدايت و ارشـاد بـاز نايستـاده و به منـاسبت هـاى مختلف به اشـاعه فقه و فقاهت شيعه پرداخت و ادامه اين راه و تخصصـى كردن ايـن رشته را زياد سفارش مى فرمودنداهـداف و خصـوصيـات روحـى آيت الله آملى آيت الله آملـى به تربيت فقيه و تـدريـس فقه ارزش فـوق العاده نهاده و از مدتى قبل در ايـن فكر بـودند كه مدرسه اى براى تربيت فقيه تاسيـس كنند يعنى آن گروه از جوانان مستعد و با ذوق را كه مدتـى در فقه و اصـول كار كرده اند در اختيار گرفته و با تاميـن زندگى آنان را در مسير فقاهت قرار دهند حتـى از روز نخست كه در خيابان بيمارستان فاطمـى به نام مدرسه ولـى عصر (عج) را تاسيـس كردند، تصميـم بـر اين داشتنـد كه اين مـدرسه را به ايـن واحـد اختصاص داده و دارالفقاهه كنند. ايشان هر چند كه در ايـن مـورد به آرزوى نهايى خـود نرسيدند در عيـن حال از ايـن هـدف باز نمانـده و پيـوسته از طـريق تـدريـس شاگردان برجسته اى تربيت كردند كه هـم اكنون هر يك به نوبه خـود در حـوزه علميه منشـا اثـر مـى بـاشند. آيت الله آملى انسانى بـود خليق،متواضع،مهربان،و بسيار خوش مجلـس،در بحث و گفتگـو جانب انصاف و اعتدال را مراعات نمـوده،از شرايط زمان دور نبـوده و ضرورتها را به خوبى مد نظر داشتند. شاگردان گروهـى از آيات و حجج اسلام از شاگردان مجرب و بـرجسته ايشان به شمارمىآيند از جمله: آيت الله سيد جعفر كريمـى،آيت اله شيخ عبد الله جـوادى آملـى،آيت اله شيخ حسن حسـن زاده آملـى،آيت اله حاجشيخ محمد محمـدى گيلانى،آيت اله سيد ابـوالفضل مـوسـوى تبريزى،آيت اله حاج شيخ اسماعيل صالحـى مازنـدرانـى، آيت اله حاج سيد علـى محقق داماد،آيت اله حاج سيد مصطفـى محقق داماد،آيت اله شيخ صادق لاريجانى،آيت اله حاج شيخ عباس محفوظى. تاليفات از جمله آثار ايشان كه به رشته تحرير در آمـده و به طبع رسيده است به شرح زير مى باشد: الف)كتاب كشف الحقايق كه تقـريـر درس بيع و خيارات ايشان است در چند جلد ب)المعالم الماثوره در طهارت پ)مجمع الافكـار (دوره اصـول فقه در 5 جلد) ت)منتهى الافكـار (حـاوى مبـاحث الفـاظ اصـول فقه) ث)بـدايع الافكار (يك دوره مباحث اصـول فقه تقرير درسـى مرحـوم آيت اله آقا ضياء عراقى) ج)كتاب الرهن. چ)كتاب الاجاره. ح)كتاب الصوم. خ)رساله النبيه. د)رساله اى در خلل صلوه. ذ)حـاشيه اى بـر التحصيل بهمنيار. ر)تعليقه عروه الوثقى. ز)از آغاز بيع تا آخر مكاسب. س)دوره صلوه. ش)دوره مباحث طهارت. ص)دوره هاى متعدد اصول. ايشان همـواره مقيد بـودند كه دروس خـود را قبل از افاضه، قلمى نمايند و از ايـن رهگذر مكتوبات عديده اى از ايشان به جاى مانده است و 4 مـورد آخر از جمله آنهاست. ويژگيهاى اخلاقى آيت الله آملى از خصايص والاى انسانى برخـوردار و متخلق به اخلاق الهى بـود. ايشـان در رفتار گفتـار به انبيـاء و ائمه اطهار(ع) اقتدا مـى كرد. خوش بيان،خوش برخورد و خـوش اخلاق بـود. از تجمل پـرستـى ومظاهـر بزرگنمايـى سخت بيزار و متنفـر و با طلاب جـوان همانگـونه بـرخـورد مـى كـرد كه بـابزرگان،به هميـن دليل در دل مومنان جاى گرفته بود. در خانه اش هميشه به روى همگان باز بـود. در سـرمـا و گـرمـا پيـاده از منزل به مسجـد اعظم جهت تـدريس مـى رفتند. غالبا كارهاى دفتر شان را خـود انجام داده و حتـى در بسيارى از مواقع خـود شخصا به تلفـن جـواب مى دادند دوست داشتند زندگى ايشان در گمنامى و خارج از هياهوى دنياى مادى سپرى شـود. عشق به ساحت مقدس ائمه اطهار(ع) آيت اله آملـى به اهل بيت عصمت و طهارت(ع) بسيار علاقه مند بـوده و به آن ها عشق مى ورزيدند كمتر مـواقعىبـود كه نام مقدس انـوار را بشنـوند و اشكشان جارى نشـود بخصـوص هر وقت نام مقدس على(ع) را می آوردند اشك در ديدگانـش حلقه مـى زنـد. هر گاه از خـواب بر مى خاستند به شـوق زيارت امير المومنيـن على(ع) و به يادروزهاى خـوش اقـامت در جـوار مـرقـد مطهرش بـر حضـرت درود فـرستـاده و مى فرمودند: (السلام عليك يا اميرالمومنين و رحمه اله و بركاته). شور و عشق معظم له به سرورشهيدان امام حسيـن(ع) غير قابل توصيف بود. مجلـس عزايى كه ايشان در ده شب اول ماه محرم در مسجد اعظم بر پا مى كردند زبانزد همگان بـود. ايشان براى سادات احترام خاص قايل بـودندو در مجالـس با تمام قد به پاى آن ها بر مـى خاستند. مردمى بودن آيت اله آملـى به مردم عشق مـى ورزيـد. در منزلشان به روى همگان باز بـود. ملاقات با ايشان بـدون هيچ مانعى صـورت مـى گـرفت. از سالى كه به ايران تشريف آوردند تا چند سالـى پيـش از وفات،همه ساله براى ديدار از خويشاونـدان،نزديكان و مردم زادگاه خـويـش به روستاى پردمه (از تـوابع لاريجان آمل) مسافرت مـى كردنـد و با اينكه عبـور از جاده روستا دشـوار بـود. اما وى سختيها را تحمل كرده و براى صله رحم و درك فضيلت آن مشكلات را به جان مى خريدند. ايشان مى فرمودند: علمابايد خـود را در معرض استفاده عمـوم قرار بدهند و بسيارى از مواقع مى فرمودند عالمى كه علـم خـود را عرضه و اظهار نكند بى حاصل است و آن هدفى كه از تعليم و تعلـم منظور است به دست نخواهد آمد. فرزندان امير المومنين على (ع) فرمـودند: (فرزند شايسته بهتريـن يادگار پـدر است) آيت اله آملـى به غيـر از تـاليفـات بسيـار ارزنـده،شاگردان نام آور،بناهاى عام المنفعه از وجـود فرزندانى نيكو و شـايسته نيز بـرخـوردارنـد كه عبـارتند از: دكتر محمد جـواد لاريجانى دكتـر فـاضل لاريجـانـى،دكتـرا درسيـاستگذارى علمى دكتـر علـى لاريجانـى،دكتـرا در فلسفه اسلامـى آیت اله شيخ صادق لاريجانى دكتـر باقـر لاريجانـى،پزشك متخصص داخلـى رحلت هفتـم اسفنـد ماه سال 1371 ه ش،برابر با چهارم رمضان 1413 ه ق،كه طبيعت رو به تجـديـد حيـات مى رفت و درختها و گلها در آستانه آرايـش و گل نثارى بـودند،ناگهان درخت برومند و بارورى از بـوستان تشيع به خشكـى گرائيد و دانشمندان و انديشمنـدان را به سـوگ نشاند. هرگز انسان فكر نمى كرد در آستانه بهار كه زندگى نـو مى شـود و جامعه به سـرور و شادى،سال نـو را آغاز مـى كنـد، روحـانيت تشيع،بـا جـامه غم و چهره افسـرده سـال را به پـايان برساند. روح بلند اين عالم بزرگ و ايـن روحانى خدمتگزار و دانش پرور،مرحـوم آيت الله العظمى آقاى حاج ميرزا هاشـم آملـى (قدس سـره). شخصيتـى كه بيـش از نيـم قـرن در سنگر علـم و دانـش درس خـوانده و تدريـس كرده و شاگرد پرورش داده بـود،به ملكوت اعلى پيوست. پيكـر پاك آن فقيه نامـدار از مسجـد امام حسـن عسگرى(ع) قـم در ميان انـدوه فراوان مردم تشييع و در حرم مطهر حضرت معصـومه (س) به خـاك سپـرده شـد،روانـش شـاد و يـادش گـرامـى بـاد. چشمان مست آفتاب عشق و عرفان از خطه مازندران،تابان و رخشان آفـاق ايمـان،روشـن از سيماى آن مهر اقليم قران،از جمالش نور باران بشنيـدم از شمعى،كه بـا پـروانه مى گفت: خـورشيـد را نشنـاخت كـس،در روزگاران در عمق اقيانوس ژرف بى مثالش گنجينه ها يكجا،گهرهاى فراوان (ابيـات از اشعـار آقاى شفيـعى مـازندارانى درسوگ استادش آيت اله العظمى ميرزا هاشم آملى) پيام تسليت رهبر معظم انقلاب بسم الله الرحمن الرحيم انالله و انا اليه راجعون با تاسف و تاثر اطلاع يافتـم كه عالـم جليل القدر و فقيه وارسته اصولى برجسته و بزرگوار آيت الله العظمى حاج ميرزا هاشـم آملى رضـوان الله تعالى عليـه،دار فانى را واع كرده و به رحمت ايزدى پيوست. ايشان از علمايى بـودند كه پـس از طى مدارج عاليه و استفاده از محضر اكابـر درحـوزه علميه نجف اشـرف و سالها تـدريـس و تـربيت شاگردان در آن حوزه به قم هجرت كرده و در ايـن حوزه مقدسه بساط تـدريـس را گسترده و منشا افاضات فقهى و اصـولـى و تربيت تلامذه بسيـار شـدنـد و بزرگـانـى از حـوزه درس ايشـان بهره بـردند وجـود با بركت ايـن فقه عالى مقام،يكـى از بركات الهى در حـوزه علميه و قـم بـود و اكنون فقدان آن بزرگوار ضايعه اى بزرگ محسوب مـى گردد. اينجانب ايـن حادثه مصيبت بار را به پيشگاه مقدس حضرت ولـى عصر ارواحنا فداه و به مراجع معظم و علما و فضلاى حـوزه هاى علميه و مقلـديـن ايشان و نيز به خـانـواده محتـرم به خصـوص به فرزندان برومند ايشان تسليت عرض مى كنـم و رحمت و مغفرت الهى را براى آن مرحوم مسئلت مى نمايم. سيد على خامنه اى(رهبر معظم انقلاب) اسفند 1371 [ چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ] [ 15:27 ] [ محمودی ]
زندگینامه حضرت آيت الله شيخ کبير
وي يكي از ستار گان درخشان جهان تشيع و حكيم فرزانه و عالمي نامدار و مرجع تقليد بود. پدرش مرحوم «ملّاصفر علي» از فلاسفه بزرگ و مشهور قزوين است. وي در حدود سال 1240 در قزوين به دنيا آمد دركودكي در تعاليم پدرش با مكتب اهل بيت آشنا شد و پس از تحصيلات مقدماتي در قزوين، سطوح عاليه فقه و اصول را از عالمان برجسته شيخ محمد صالح برغاني حائري و برادرش شهيد برغاني آموخت و فلسفه و عرفان را نزد پدرش آموخت، سپس راهي عراق شده و در شهر مقدس كربلا سكني گزيد. وي در مدّت اقامتش د رعراق در حوزه هاي علمي كربلا و نجف در محفل علمي شخصيتهاي بزرگ شيعه مانند : آيات عظام محمد تقي غروي اصفهاني، شيخ محمد حسن نجفي صاحب جواهر، فاضل اردكاني، سيد محمد باقر شفتي و شيخ حسن برغاني حائري بهره هاي بسيار برد و در رشته هاي مختلف علوم اسلامي، مانند: فقه، اصول، رجال، كلام و تفسير به درجه اجتهاد رسيد و در رديف فقهاي طراز اول قرار گرفت. بسياري از علماء، مانند: آيت الله العظمي مرعشي نجفي از ايشان اجازه نامه در يافت كردند. مرحوم مرعشي، به ايشان و اين مسجد ارادت مي ورزيد و در زمان حيات خود كتاب هايي به اين مسجد اهداء كرده است. علامه سيد محسن امين در اعيان الشيعه مي نويسد: شيخ محمد حسن بار فروشي، معروف به شيخ كبير، از سالخوردگان علماي معاصر و از شاگردان صاحب جواهر و داراي اجازه از ايشان مي باشد. عالمي فاضل، فقيهي اصولي، محدّثي رجالي و اديب است. رساله عمليه او به نام «صراط النجات» د راختيار مقلدين ايشان بود. وي پس از هجرت به بابل، مرجعيت و زعامت منطقه سر سبز مازندران به ويژه بابل را بر عهده داشت و علاوه بر حل مشكلات ديني و اجتماعي مردم به تدريس و تربيت طلاب ديني پرداخت و شاگردان زيادي را پرو رش داد. در تاريخ آمده است كه ناصر الدين شاه در سفرش به بابل به محضر وي شرفياب شد و عرض ادب نمود. وي امامت جماعت مسجد جامع بابل را پس از ملاي اشرفي و فرزندش و موقوفات اين شهر را بر عهده گرفت. در واپسين روزهاي زندگي اش بينايي خود را از دست داد و مهر هاي انگشتري خود را د رحضور علماي شهر از بين برد تا كسي از آنها سوء استفاده نكند.
تأليفات
[ چهارشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1389 ] [ 15:8 ] [ محمودی ]
|
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||